محمد تقي جعفري

270

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

سه - آيا عشق مجازى كه انسان را در معشوق مادى محبوس مىنمايد ، مىتواند درون آدمى را برقص در آورد ، يا عشق حقيقى ؟ چهار - آيا طور سينا هم مىتواند به موضوعاتى مثل خود عشق بورزد و مست گردد و موسى را فرياد زنان به زمين بياندازد ؟ پنج - آيا آن نورانيت الهى كه در دل عظماى بشر مىتابد ، معلول آن عشق مجازى است كه همهء جهان هستى را در مقابل ديدگان آدمى تاريك مىسازد و تمام چراغهاى فروزان مغز را بيك لامپ خواب مبدل مىسازد كه بتواند معشوق خود را تنها در تاريكى ببيند . آيا اين عشق مجازى كه ضد روشنايى است ونمىخواهد چهره هاى معشوق را از همه جهات به عاشق نشان بدهد ، مىتواند نور ربانى را در دل آدمى بيافروزد ؟ شش - آيا عشق مجازى كه از صورت زيباى ظاهرى شروع مىشود و در اسافل اعضا پايان مىيابد ، مىتواند حيات ابدى در مرگ به وجود بياورد ؟ يا اين همه خواص عالى از آن عشق حقيقى است . هفت - آيا باغ وصحراى عشق مجازى كه هم از نظر انگيزه محدود است وهم از نظر اين كه دو موجود عاشق ومعشوق هر دو محدودند ، مىتواند بىنهايت بوده وجز شادى وغم ميوه هايى ما فوق آن دو داشته باشد ؟ هشت - كيست آن معشوق كه براى عشاق كويش رحمت و كرم بينهايت آماده كرده است ، وهستى ونيستى همه و همه عاشق كوى او هستند ؟ كيست چنين معشوق غير از يزدان پاك كه همهء هستى را پروانهء دور شمع جمال وجلالش مىگرداند ؟ نه - مگر عشق مجازى مىتواند افزايش شگفت انگيز در باغ جان آدمى به وجود بياورد ؟ با اين كه هر چه جز عشق خداى احسن است گر شكر خواريست آن جان كندن است ده - معشوق مجازى كه همواره مزايا وانگيزه هاى جالبش در تغيير وتبديل است ، مىتواند به ما فوق هستى ونيستى قدم گذارد و از وصول انديشه وبيان به دامانش